به زندگی فکر کن ولی غصه نخور،
دیدن حقیقت است ولی درست دیدن فضیلت،
ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را میخرد،
باشروع هرصبح فکرکن تازه بدنیا آمده ای
مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش
شاید فردایی نباشد شاید فردایی باشد اما عزیزی نباشد.
دکتر الهی قمشه ای
به زندگی فکر کن ولی غصه نخور،
دیدن حقیقت است ولی درست دیدن فضیلت،
ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را میخرد،
باشروع هرصبح فکرکن تازه بدنیا آمده ای
مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش
شاید فردایی نباشد شاید فردایی باشد اما عزیزی نباشد.
دکتر الهی قمشه ای
نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!
خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام!
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی...
خون قبیله ی پدرم عبری است ، خط زبان مادری ام تازی
از بس که دشنه در جگرم دارم ، افتاده ام به قافیه پردازی
جسمم به کفــر نیچــه می اندیشد ، روحـــم به سهرودی و مولانا
یک قسمتم یهودی اتریشی است ، یک قسمتم مسیحی قفقازی
اندیشه های من هگلی امّا ، واگوبه های من فوکویامایی است
انبوهـی از غوامض فکـــری را حل کـــرده است علم لغت بازی
تلفیق عقل و عرف و ولنگاری ، آموزش شریعت و خوشباشی
درک نبــوغ فلسفـی خیّـــام ، با فال خواجـــه حافــظ شیرازی
ما سوژه هـــای خنده ی دنیاییم ، وقتی کـــه یک فقیر گنابادی
با یک دو پاره ذکر و سه تا حق حق ، اقدام می کند به براندازی
می ترسم از تذَبذَب یارانم ، گفتی برادرم شده ای؟ باشد
اثبـات کــن برادری خود را ، باید مــرا بــــه چـــاه بیندازی
خواهم چو راز پنهان از من اثر نباشد
تا از نبود و بودم , کس را خبر نباشد
خواهم که آتش افتد در شهر آشنایی
وز ننگ آشنایان , بر جا اثر نباشد ..
گوری بده خدایا ! زندان پیکر من
تا از بهانه جویی , دل دربدر نباشد
پایم چو پایه ی در , یارب شکسته بهتر
تا از حریم خویشم بیرون گذر نباشد ..
چون موج از آن سزایم این سرشکستگی شد
کز صخره های تهمت دل را حذر نباشد
در شام غم که گردد همراز و همدم من ؟
اشکم اگر نریزد , آهم اگر نباشد ...
سیمین منال کاینجا چون شاخ گل نروید
چون دانه هر که چندی خاکش به سر نباشد ..
همین دلتنگیهای فصلی
همین دلشوره های بیخودی
همین لبخندهای گاهی به گاهی
همین چشمهای خیس یواشکی
همین لجبازیهای شبیه بچگی
همین بغض های بیقرار
همین دلهره های مشکوک
اصلا" همین نوشته های خط خطی ؛
همهء اینها عشق است
خود ِ خود ِ دوست داشتن است
سختش نکن
دوست داشتن همین اتفاقات ساده است...