| نخست از فکر خویشم در تحیر |
|
چه چیزاست آنکه گویندش تفکر؟ |
| کدامین فکر ما را شرط راه است؟ |
|
چرا گه طاعت و گاهی گناه است؟ |
| که باشم من؟ مرا از من خبر کن |
|
چه معنی دارد اندر خود سفر کن؟ |
| مسافر چون بود؟ رهرو کدام است؟ |
|
که را گویم که او مرد تمام است؟ |
| که شد از سر وحدت واقف آخر؟ |
|
شناسای چه آمد عارف آخر؟ |
| اگر معروف و عارف ذات پاک است |
|
چه سودا بر سر این مشت خاک است؟ |
| کدامین نقطه را نطق است، اناالحق؟ |
|
چه گویی هرزهای بود آن مزبق؟ |
| چرا مخلوق را گویند واصل؟ |
|
سلوک و سیر او چون گشت حاصل؟ |
| وصال ممکن و واجب به هم چیست؟ |
|
حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست؟ |
| چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد؟ |
|
ز قعر او چه گوهر حاصل آمد؟ |
| چه جزو است آنکه او از کل فزون است؟ |
|
طریق جستن آن جزو چون است؟ |
| قدیم و محدث از هم چون جدا شد؟ |
|
که این، عالم شد آندیگر خدا شد؟ |