خداوند بی نهایت است
و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود
و بقدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را
همسر می شود
عقیمان را فرزند می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
درتاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را؛
عشق می شود
خداوند همه چیز می شود
همه کس را؛
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از
معامله با ابلیس ؛
- دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
- زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
- گاهی باید دروغ را راست پنداشت
- گر در طلب منزل جانی
- جمله ای زیبا در مورد پزشک از دکتر قریب
- رفیقان دوستان ده ها گروهند
- نامه ی عاشقانه ثریا( عشق اول و آخر استاد شهریار ) به استاد
- دور ما دیوار بود و لای هر دیوار موش
- درد و یادگاری
- تو هر سمتی هستی کارت رو درست انجام بده!