انسانم آرزوست


سلام
کپی مطالب وبلاگ بلامانع است
اگه خواستید میتونید با ذکر منبع مطالب رو منتشر کنید.

گمشده این نسل اعتــماد است نه اعتقــاد
اما افسوس ! که نه بر اعتماد , اعتقادیست
و نه بـــر اعتقــــادشـــان اعتمــــــــــــــاد...

عشق یعنی خـــــــــــدا
یعنی امـــام زمـــــان(ع)
یعنی پـــــــدر و مــــــادر
یعنی همســـر و فــرزند
یعنی همنـــــــوع خودت
و عشق یعنــــی خودت

............................................

مـن خویشــــــاوند هر انســـانی هستم

که خنجــــر در آستین پنـــــهان نمی‌کند.

نه ابـــــــــــرو درهــــــــــــم میکشــــــــد

نه لبخندش ترفنـــد تجــاوز به حق نـان و

ســـــــــایه‌بان دیگــــــــــــــران اســــــت.

مـــــن یک لـــر ِ بلـوچم، یک کـــردِ عــرب،

یک تـــرکٍ فـارس‌، یک آفــریقایی اروپایی

یک استرالیایی آمریکایی و یک آسیایی‌ام،

یک سیــاه‌پوستِ زردپوستِ ســـرخ‌پوستِ

سفیــــدم که نه تنـــها با خــودم و دیگران

کـمترین مشکلی ندارم بلکه بـدون حـــضور

دیگـــران وحشت مــــــرگ را زیـــــر پوستم

احســــــــــــــــــــــــاس میـــــــــــــــکنم.

من انسانی هستم میان انسان‌های دیـگر

بر سیـارهٔ مقــــدس زمین، که بدون حضور

دیگــــــــــران معنـــــــــــــایی نــــــــــدارم.

ترجیح میدهم شعر شیپور باشد،نه لالایی!


"انســـانم آرزوســت"

پیام های کوتاه

پیوندهای روزانه

۲۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.

در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.

در 40 سالگی آموختم ک رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.

در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.

در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۱۵
انسانم آرزوست

 

کیستم من شاهکار ملک ذات کبریایم                            

دهمین مسند نشین از بعد ختم الانبیایم

گوهرى ارزنده از گنجینه‌‏ى جود جوادم                            

نهمین فرزند دلبند على مرتضایم

مصرعى از شعر ناب عصمت کبراى حقم                        

هشتمین پرورده‌ى ایمان و صبر مجتبایم

پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى                               

هفتمین سنگر نشین نهضت خون خدایم

دُرّ عبادت فارغ التحصیل درس عابدینم                            

ششمین زینت فزا از بهر محراب دعایم

در نایابى ز بحر دانش بحراالعلومم                                 

پنجمین گنجینه‌ى اسرار کل ماسوایم

صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم                               

چارمین استاد دانشگاه تکوین ولایم

وارث موسى بن جعفر در مسیر پایدارى                         

سومین نور دل آن پیشواى مقتدایم

محور چرخ زمانم، حجت روى زمینم                                

دومین گل از گلستان على موسى الرضایم

در مسیر حق پرستى بعد آباء گرامم                            

اولین هادى خلق بعد از مصباح الهدایم

در شجاعت بى قرینم، در سخاوت بى نظیرم                 

حق پرستان را حبیبم، دردمندان را دوایم

من وصیم، من ولیم، من نقیم، من سخیم                    

زانکه همنام على معنىِ، هاى هل اتایم

آیه‌ى تطهیر را مصداق و از امر الهى                            

آیه‌اى از شاخصار نصِ نون اِنّمایم

غم مخور (ژولیده) فردا پاى میزان عدالت                      

شافعت در نزد حق هنگام پاداش و جزایم

"ژولیده نیشابوری"

 

امــام هـــادی (علیه السلام) دهمین امام شیعیان و دوازدهمین تن از چهارده معصوم (علیهم السلام) است.

نام آن امام همام، علی است به سال ۲۱۲ ه.ق در نزدیکی مدینه تولّد یافت و در ۴۱ سالگی به شهادت رسید.
پدر ارجمندش،امام محمد تقی(علیه السلام)، نهمین امام شیعیان است و مادرش سمانه است.
مشهورترین لقب‌های مبارکش، هادی و نقی و کنیه‌اش ابوالحسن ثالث است.

فعّالیت‌های امام هادی (علیه السلام) به هیچ روی، خوشایند عبّاسیان نبود. آن امام (علیه السلام) پیوسته در معرض آزارها و مزاحمت‌های حکومت بود تا سرانجام معتز خلیفه عبّاسی- تصمیم بر قتل امام (علیه السلام) گرفت.
درباره چگونگی شهادت امام (علیه السلام) نقل کرده‌اند که با زهری کشنده و به دست عوامل خلیفه در سال ۲۵۴ ه.ق و در شهر سامرا به شهادت رسید

مرقد پاک آن حضرت در همان شهر جای دارد.

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۰۹
انسانم آرزوست

 

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی                الا بر آن که دارد با دلبری وصالی

 

سعدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۳۹
انسانم آرزوست

دیشب.....
گرسنه بود کودکی که مرد...
چو آسان به خاک پس دادند
چه دردناک از مرگ او داستان مادرش که برای خریدن تکه ای نان
تن به هرزگی داد از روی اجبار نه از روی هوس...
همسایه اش زیارتش قبول
مکه رفته بود

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۲۷
انسانم آرزوست

 

هنگامی که آلبرت انیشتین شاغل در دانشگاه پرینستون بود ، یک روز قرار بود به خانه برود
ولی او آدرس خانه اش را فراموش کرده بود. راننده تاکسی او را نمی شناخت.
انیشتین از راننده پرسید آیا او می داند خانه اینشتین کجاست.
راننده گفت : "چه کسی آدرس اینشتین را نمی داند؟ هر کسی در پرینستون ادرس خانه انشتین را میداند.
آیا می خواهید به ملاقات او بروید؟" . اینشتین پاسخ داد :" من اینشتین هستم.
من آدرس منزل خود را فراموش کرده ام، می توانید شما مرا به آنجا ببرید؟"
 راننده او را به خانه اش رساند و از او هیچ کرایه ای نیز نگرفت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۳۷
انسانم آرزوست

وقتی آدمها شما را ترک میکنند
مانعشان نشوید
شما با کسانی که رهایتان میکنند آینده ای ندارید
آینده شما آنهایی هستند که
در زندگیتان می مانند و در همه حال همراه و همقدم شما هستند

رومن گاری

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۴۵
انسانم آرزوست

سلام طاووس تنهایی
چه زیبایی چنان گویا
که تنها مرغ دنیایی
آهای طاووس تنهایی
چرا پرهای زیبایت چنین غم رنگ بنمایی
چرا چشمان حسرت را
سراسر سنگ بنمایی
چرا خورشید دنیا را
چنین کم رنگ بنمایی
سلام طاووس تنهایی
عروس رنگ هایی مادر بکری به زیبایی
پر ناز تو جور دور دنیا خواهد از مایی
بلی رفتند عاشق ها
و خورشید عاشقی هر شب که می خوابد به تنهایی
و ماهی کز تو دارد روی گردانی
به گِردش انجمن صدها ستاره
نور افشانی
پَرَت بالِش، سرت را باز می سایی
و بار دیگر امشب باز
تنهایی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۱۰
انسانم آرزوست

ﺳﻬـــﻢ ﻣـــﻦ ﮐــﻪ ﻧﯿﺴﺘـــﯽ ...

ﺳـــﻬﻢ ﻗﺼــﻪ ﻫــﺎﯼ ﻣـــﻦ ﺑﻤـــﺎﻥ ...

ﺳﻬـــﻢ ﻓﮑـــﺮ ﻣــﻦ

ﻋــﺎﺷﻘــﺎﻧﻪ ﻫــﺎﯼ ﻣــﻦ

ﺳﻬــﻢ ﺧـــﻮﺍﺏ ﺩﺳﺘـــﻬﺎﯼ ﻣـــﻦ ﺑﻤـــﺎﻥ

ﺍﺯ ﮐﻨـــﺎﺭ ﻣــﻦ ﮐــﻪ ﺭﻓﺘـــﻪ ﺍﯼ

ﺍﺯ ﺧﯿـــﺎﻝ ﻣـــﻦ ﻧــﺮﻭ …

ﺳﻬـــﻢ ﻣــﻦ ﮐــﻪ ﻧﯿﺴــﺘﯽ

ﺳﻬـــﻢ ﻣـــﻦ ﻧﻤﯿﺸـــﻮﯼ

ﺳﻬــﻢ ﺩﻓﺘـــﺮﻡ ﺳﻬـــﻢ ﻭﺍﮊﻩ ﻫــﺎﯼ ﻣـــﻦ

ﺳﻬـــﻢ ﺳﻄـــﺮ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ ﺑﻤـــﺎﻥ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۴۶
انسانم آرزوست

 

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﻴﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ...
ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺡ ﻧﺒﺎﺵ !!
ﻫﻴﭽﻜﺲ, ﺩﻳگرﯼ ﺭﺍ , ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻴﺰﯼ ﻛﻪ ﻫﺴﺖ ﺩﻭﺳﺖ
ﻧﺪﺍﺭﺩ !
ﻋﻼﻗﻪ ﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ, ﺍﺯ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻮﺩ ,
ﻧﻴﺎﺯﻫﺎیی ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺭﻭﺯﯼ , ﺁﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮﻱ, ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻬﺘﺮﯼ
ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ...
حسین پناهی...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۴۳
انسانم آرزوست

 

"مصدق در دادگاه لاهه"
مصدق وارد شد و رفت روی صندلی نماینده انگلستان نشست! هر چی نماینده انگلیس بالا و پایین دوید و داد و بیداد که اینجا جایگاه ماست و شما باید اونطرف بشینی, مصدق بی اعتنا دستش رو روی میز گذاشت و سرش رو روی دستش!
همه از این حرکت مصدق حیرت زده بودن!! تا اینکه قاضی وارد شد و نماینده انگلیس با تظلم خواهی به این حرکت مصدق اعتراض کرد! قاضی از مصدق توضیح خواست و مصدق سرش رو بلند کرد و گفت:
جناب قاضی من تنها چند دقیقه بر جایگاه این انگلیسیها نشستم و اینها اینچنین برافروخته اند!! پس ملت من چه باید بگویند که اینها عمریست در سرزمین و جایگاه آنها چمبره زده اند و نمیروند!!
.
.
.
پاسخ زیبا و ویرانگر مصدق چنان تا پایان دادگاه بر فضا سیطره پیدا کرده بود که در نهایت رای به نفع ایران صادر شد و نفت ایران ملی گشت!
.
.
.
بعدها خبرنگاری از "چرچیل" پرسید آیا از خود زیرک تر و سیاستمدار تر میشناسید؟
و چرچیل پاسخ داد: فقط یک ایرانی هست که استاد من در سیاست است "مصدق" !
.
.
.
روحش شاد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۳۴
انسانم آرزوست