انسانم آرزوست


سلام
کپی مطالب وبلاگ بلامانع است
اگه خواستید میتونید با ذکر منبع مطالب رو منتشر کنید.

گمشده این نسل اعتــماد است نه اعتقــاد
اما افسوس ! که نه بر اعتماد , اعتقادیست
و نه بـــر اعتقــــادشـــان اعتمــــــــــــــاد...

عشق یعنی خـــــــــــدا
یعنی امـــام زمـــــان(ع)
یعنی پـــــــدر و مــــــادر
یعنی همســـر و فــرزند
یعنی همنـــــــوع خودت
و عشق یعنــــی خودت

............................................

مـن خویشــــــاوند هر انســـانی هستم

که خنجــــر در آستین پنـــــهان نمی‌کند.

نه ابـــــــــــرو درهــــــــــــم میکشــــــــد

نه لبخندش ترفنـــد تجــاوز به حق نـان و

ســـــــــایه‌بان دیگــــــــــــــران اســــــت.

مـــــن یک لـــر ِ بلـوچم، یک کـــردِ عــرب،

یک تـــرکٍ فـارس‌، یک آفــریقایی اروپایی

یک استرالیایی آمریکایی و یک آسیایی‌ام،

یک سیــاه‌پوستِ زردپوستِ ســـرخ‌پوستِ

سفیــــدم که نه تنـــها با خــودم و دیگران

کـمترین مشکلی ندارم بلکه بـدون حـــضور

دیگـــران وحشت مــــــرگ را زیـــــر پوستم

احســــــــــــــــــــــــاس میـــــــــــــــکنم.

من انسانی هستم میان انسان‌های دیـگر

بر سیـارهٔ مقــــدس زمین، که بدون حضور

دیگــــــــــران معنـــــــــــــایی نــــــــــدارم.

ترجیح میدهم شعر شیپور باشد،نه لالایی!


"انســـانم آرزوســت"

پیام های کوتاه

پیوندهای روزانه

چند قطره اشک

دوشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۴۵ ب.ظ

 

برادر رزمنده سلام.

من یک دانش آموز دبستانی هستم

خانم معلم گفته بود که برای کمک به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل نفری یک کمپوت هدیه بفرستیم.

 

من با مادرم رفتم از مغازه کمپوت بخرم قیمت هر کدام از کمپوتهارو پرسیدیم

اما قیمت آنها خیلی گران بود...

حتی کمپوت گلابی که قیمتش 25 تومان بودو از همه ارزان تر بود را نمی توانستم بخرم!

 

آخر پول ما به اندازه سیر کردن شکم خانواده هم نیست!

در راه برگشت کنار خیابان این قوطی خالی کمپوت را دیدم

برداشتم و چند بار با دقت آن را شستم تا تمیز تمیز شد

حالا من یک خواهش از شما برادر رزمنده دارم

هر وقت که تشنه شدید از این قوطی آب بخورید تا من خوشحال بشوم

و فکر کنم که توانستم به جبهه ها کمک کنم.

 

بچه های توی سنگر برای خوردن آب توی این قوطی نوبت میگرفتند

آب خوردنی که همراهش "چند قطره اشک" بود...

 

 

"

 

حقیقت اینکه :

این مطلب تو اینستاگرام به چشمم خورد، ساختگی باشه یا حقیقی،

من یکی که خیلی آدم سخت باوریم کاملا باور دارم 

باور دارم که بچه های ما تو جبهه کارهایی کردن کارستون

باور دارم که خیلی از کارا تو جبهه با معجزه پیش میرفت، آره "معجزه"

باور دارم سربندها کار خودشون رو میکرد

باور دارم با ایمان به خدا میشه هر غیر ممکنی رو ممکن کرد

و باور شد میشه با دست خالی جلوی تمام دنیا ایستاد اگه :

اگه همه همدل و با ایمان باشیم

اگه همه به هدفمون ایمان داشته باشیم

و اگه همه با هم متحد باشیم

اتحاد ، چیزی که امروز بیش از هر چیزی به اون نیاز داریم...

 

با خوندن این مطلب مثل خیلی از مطالبی که اندر احوالات شهیدان گلمون هست

خیلی به حال امروز خودمو امثال خودم دلم سوخت و ناراحت شدم

که چقدر دنیای کوچیک و بی ارزشو پستی داریم

تمام دنیامون شده شکممون و با عرض معذرت یک وجب زیر شکممون!

هیچ کس و هیچ چیز برامون مهم نیست فقط و فقط خودمون، تمام!!!

 

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی